چسان فسان. [ چ ِ ف ِ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) چاسان فاسان.در تداول عامه ، آرایش. بزک. توالت. آراستگی سر و بر. آرای گیرای ( در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). رجوع به چاسان فاسان و چسان فسان کردن شود.
معنی اصطلاح -> چسان فسان آرایش غلیظ / اغراق آمیزمثال: - دخترخاله برای مهمونی شب جمعه یک چسان فسانی کرده بود که بیا و ببین. - مثل اینکه امشب خبریه خانوم. حسابی چسان فسان کردین !توضیح: این اصط. از زبان روسی و از ترکیب Чёсаная Фасонная گرفته شده که "چسانی فسانی" تلفظ می شده است. اولین واژه یعنی Чёсаная ( چسانی ) صفت مذکر ( و نیز مونث آن با تلفظ "چوسانایا" ) دراصل به معنی کسی است که موی خود را خوب آ...