معانی کلمه : چریدن
لغت نامه دهخدا
چریدن . [ چ ُ دَ ] (مص ) درلهجه ٔ قزوینی ، پوسیدن .
فرهنگ عمید
۱. گردش کردن و علف خوردن حیوانات علف خوار در چراگاه، چرا کردن.
۲. [مجاز] بهره بردن از غذا و تمتعات دیگر: شما دست شادی و خوردن برید / به یک هفته ایدر چمید و چرید (فردوسی: ۴/۳۵۰ ).
۳. [مجاز] خوردن.
۲. [مجاز] بهره بردن از غذا و تمتعات دیگر: شما دست شادی و خوردن برید / به یک هفته ایدر چمید و چرید (فردوسی: ۴/۳۵۰ ).
۳. [مجاز] خوردن.
فرهنگ معین
(چَ دَ ) (مص ل . ) چرا کردن ، علف خوردن در چراگاه .
فرهنگ فارسی
خوردن
چراکردن، گرد کردن وعلف خوردن حیوانات درچراگاه
( مصدر ) ( چرید چرد خواهد چرید بچر چرنده چریده . متعدی : چراندن چرانیدن ) علف خوردن جانوران علفخوار در چراگاه چرا کردن .
پوسیدن
( مصدر ) ( چرید چرد خواهد چرید بچر چرنده چریده . متعدی : چراندن چرانیدن ) علف خوردن جانوران علفخوار در چراگاه چرا کردن .
پوسیدن
گویش اصفهانی
تکیه ای: bečeri
طاری: čerây(mun)
طامه ای: čerâɂan
طرقی: čarâymun
کشه ای: čarâymun
نطنزی: čerâɂan
مترادف و متضاد
پلکیدن، ولگشتن، پرسه زدن
چرا کردن، علفچری کردن، علف خوردن
۱. چرا کردن، علفچری کردن، علف خوردن
۲. پلکیدن، ولگشتن، پرسه زدن،
۳. خوردن
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
چَردن
