Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چریدن

تلفظ بین المللی : /tʃarˈidan/ تلفظ :‌ [tSaR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • چُرّیدَن
  • چریدن در
  • چریدن گاه
  • چریدن و خرامیدن حرکت کردن
  • گیا چریدن
  • گیاه چریدن
  • وُر چَریدن
  • چریدنی
  • چریدنگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چریدن . [ چ ُ دَ ] (مص ) درلهجه ٔ قزوینی ، پوسیدن .

چریدن. [ چ َ دَ ] ( مص ) گیاه خوردن ستوران و چارپا، نسبت آن بسوی طیور نیز آمده. ( آنندراج ). گیاه خوردن و علف خوردن چارپا، در باغ و صحرا و مرغزار و چمن و جز آن در صورتیکه وی را رها کرده باشند. ( ناظم الاطباء ). بریدن حیوان گیاه زمین را با دندان یا منقار خود و خوردن آن. ( فرهنگ نظام ). خوردن چارپایان گیاه ...

فرهنگ عمید

۱. گردش کردن و علف خوردن حیوانات علف خوار در چراگاه، چرا کردن.
۲. [مجاز] بهره بردن از غذا و تمتعات دیگر: شما دست شادی و خوردن برید / به یک هفته ایدر چمید و چرید (فردوسی: ۴/۳۵۰ ).
۳. [مجاز] خوردن.

فرهنگ معین

(چَ دَ ) (مص ل . ) چرا کردن ، علف خوردن در چراگاه .

فرهنگ فارسی

خوردن
چراکردن، گرد کردن وعلف خوردن حیوانات درچراگاه
( مصدر ) ( چرید چرد خواهد چرید بچر چرنده چریده . متعدی : چراندن چرانیدن ) علف خوردن جانوران علفخوار در چراگاه چرا کردن .
پوسیدن

گویش اصفهانی

تکیه ای: bečeri
طاری: čerây(mun)
طامه ای: čerâɂan
طرقی: čarâymun
کشه ای: čarâymun
نطنزی: čerâɂan

مترادف و متضاد

پلکیدن، ول‌گشتن، پرسه زدن

چرا کردن، علف‌چری کردن، علف خوردن

۱. چرا کردن، علفچری کردن، علف خوردن
۲. پلکیدن، ولگشتن، پرسه زدن،
۳. خوردن

graze (فعل)خوراک دادن، چریدن، خراشیدن، چراندن، تغذیه کردن از، گله چراندن، چرانیدنgrass (فعل)چریدن، چراندن، با علف پوشاندن، چمن زار کردن، علف خوردنburn (فعل)اتش زدن، سوختن، سوزاندن، چریدن، در اتش شهوت سوختن، محترق شدن، سوزش کردنbrowse (ف...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] چریدن در چراگاه برای حیوان علف خوار است.‏ از احکام آن در بابهای زکات، حج، رهن و نکاح سخن رفته است.چریدن علف خوردن جانوران علف خوار در چراگاه می باشد.احکام چریدن در زکاتشرط تعلّق زکات به انعام ثلاث (شتر، گاو و گوسفند) چریدن آنها به مدت یک سال کامل در چراگاه است. از چنین حیوانی به «سائمه» تعبیر می‏شود.به قول مشهور متأخران، ملاک سائمه بودن حیوان، عرف است و در صورتی که یک یا دو روز علف دست ...

واژه نامه بختیاریکا

چَردن

کلمات مرتبط

  • چُرّیدَن
  • چریدن در
  • چریدن گاه
  • چریدن و خرامیدن حرکت کردن
  • گیا چریدن
  • گیاه چریدن
  • وُر چَریدن
  • چریدنی
  • چریدنگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات