۱. خوشی.
۲. خوشخوراکی.
۳. آمادگی اسباب عیش و خوشی.
〈 چرچر کردن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. خوش چریدن؛ خوب خوردن و خوش بودن.
۲. مالی پیدا کردن و با آن به عیش و خوشی گذرانیدن.
چُرچُر= ریزش اندک آب. همچنین چُر:اَ لوله یِه چُری اُ میا» از لوله آب بسیار کمی می آید. کلمات هم خانواده:چُرَّه= سرازیر شدن مایعات و غیره را گویند. «دماغش چُرَّه بْ کُنَه» آب بینی اش سرازیر شده است. چُرچُرو= آنچه که آب از آن چکه می کند یا راه افتاده است.
سور و عیش
۱صدای آب باران که از ناودان ریزد ۲آب باریکه – قطره قطره
سورچرانی، خوشگذرانی، عیشونوش