کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چروک-کردن | کلماتور
معانی کلمه : چروک کردن
تلفظ بین المللی :
/tʃˈoruːk kˈardan/
تلفظ :
[tS'oRu:k k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
چرک جمع کردن
چرک سیاه کردن
چرک کردن
روی زمین کشیدن و چرک کردن
چروک
چروک خوردنی
چروک خورده
چروک خوردگی
چروک دادن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
shrink (فعل)خرد شدن، جمع شدن، منقبض کردن، چروک شدن، منقبض شدن، خزیدن، فشردن، چروک کردن، شانه خالی کردن از، کوچک شدن، اب رفتنruff (فعل)تاه کردن، چروک کردنruffle (فعل)بر هم زدن، ژولیده کردن، گره زدن، ناهموار کردن، براشفتن، تاه کردن، چروک کردن، موجدار کردنpucker (فعل)چروک شدن، درهم کشیدن، چروک کردن...
واژه نامه بختیاریکا
رگنیدِن
کلمات مرتبط
چرک جمع کردن
چرک سیاه کردن
چرک کردن
روی زمین کشیدن و چرک کردن
چروک
چروک خوردنی
چروک خورده
چروک خوردگی
چروک دادن
نظرات