چرمی . [ چ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چرم . (ناظم الاطباء).آنچه از چرم سازند. چرمین . چرمینه . از چرم . جنس ساخته شده از چرم . رجوع به چرم و چرمین و چرمینه شود.
چرمی . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان وردیمه سورتیجی ، بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری که در 23هزارگزی شمال کیاسر واقع است . کوهستانی ، معتدل و مرطوب است و 50 تن سکنه...
فرهنگ عمید
ویژگی هرچیزی که از چرم دوخته یا ساخته شده باشد.
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان و ردیمه سورتیجی بخش چهار دانگه شهرستان ساری .
دانشنامه عمومی
چرمی صفت نسبی از واژهٔ چرم است.همچنین، چرمی ممکن است به یکی از مکان های زیر اشاره بدارد:چرمی (چناران)چرمی (نکا)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹ نفر (۵خانوار) بوده است.wiki: بخش هزارجریب شهرستان نکا در استان مازندران ایران.این روستا در دهستان استخرپشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰ نفر (۶خانوار) بوده است.wiki: چرمی (نکا)...
گویش مازنی
از توابع دهستان چهاردانگه هزارجریبی بهشهر
/charmi/ از توابع دهستان چهاردانگه هزارجریبی بهشهر