چراغدان . [ چ ِ ] (اِخ ) نام محلی بر سر راه غرجستان و میانه ٔ غرجستان و چقچران . مؤلف حبیب السیر نویسد: «...و محمدزمان میرزا نوبت دیگر یراق و استعداد بهم رسانیده از غرجستان بچقچران نقل کرد ودر منزل «چراغدان » چراغ اقامت برافروخته متردد بود که از آنجا بجانب قندهار نهضت نماید یا بار دیگر بحدود بلخ شتابد». (از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 403)....
فرهنگ عمید
۱. جاچراغی، جایی یا ظرفی که در آن چراغ بگذارند. ۲. فانوس. ۳. مطلق چراغ.
فرهنگ فارسی
جاچراغی، جائی یاظرفی که در آن چراغ بگذارند ( اسم )۱- جایی که چراغ را در آن بگذارند جاچراغی . ۲- فانوس . معروف است ٠مشکوه و هر جائی که در آن چراغ گذارند تا از باد و باران محفوظ ماند .