Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چاک

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑk/ تلفظ :‌ [tS'Ak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • چاک خوردن
  • چاک خورده
  • چاک دار
  • چاک دامن
  • چاک دهان
  • چاک دهان پرندگان
  • چاک دهنده
  • چاک زدن
  • چاک زده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چاک. ( اِ ) شکاف. ( برهان ). تراک. ( برهان ). دریدگی در لباس.( فرهنگ نظام ). شق. ( ناظم الاطباء ). شقاق. ( ناظم الاطباء ). پاره. ( ناظم الاطباء ). شکافی بدرازا در جامه و تن و غیره. دریدگی. پارگی. درز. شکافتگی : چو رستم نباشد از او باک نیست ز رهام و گرگین دلم چاک نیست.فردوسی.فکنده تن شاه ایران بخاک پر از خون و پهلو بشمشیر چاک.فردوسی.سرسرکشان گشته پر گرد و خاک همه دیده پر خون همه جامه چاک.فردوسی.چکی...

فرهنگ عمید

۱. شکاف، تراک، رخنه.۲. (صفت ) پاره.۳. (صفت ) چاک دار.* چاک چاک: (اسم صوت )۱. = چاکاچاک: ز بس نعره و چاک چاک تبر / ندانست کس پای گفتی ز سر (فردوسی: ۷/۳۴۳ ).۲. (صفت ) پُر از چاک و شکاف، پاره پاره، بریده بریده: همه دشت سر بود بی تن به خاک / به سر بر ز گرز گران چاک چاک (فردوسی: ۵/۱۸۷ ).* چاکِ پیرهن: [قدیمی] گریبان، یقۀ پیرهن: یکی تیغ باریک برگردنش / پدید آمده چاک پیراهنش (فردوسی: ۸/۴۲۷ ).* چاک ِ جامه:...

فرهنگ معین

(اِ.) = چک . جک : قبالة باغ و خانه و مانند آن .

(اِ.) 1 - شکاف . 2 - پاره . 3 - سفیدة صبح . 4 - دریچه . ؛ به ~ زدن گریختن ، فرار کردن .

(اِ. ) ۱ - شکاف . ۲ - پاره . ۳ - سفیدة صبح . ۴ - دریچه . ، به ~ زدن گریختن ، فرار کردن .
(اِ. ) = چک . جک : قبالة باغ و خانه و مانند آن .

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: تخته) از گروه سازهای ایدیوفون یا کوبه ای فاقد پوست. این ساز در هرمزگان متداول است و متشکل از دو قطعه تخته است. اندازۀ ثابتی ندارد و در ابعاد و ضخامت های مختلف دیده می شود. نواختن آن غالباً به شکل گروهی است و نوازندگان آن زن اند. البته، گه گاه، ممکن است مردان و جوانان نیز چاک بنوازند. در مجالس عروسی و شادمانی و «آیین لِیوا» در بندرعباس، نیز نواخته می شود. زنان در عروسی ها به شکل گروهی آواز می ...

فرهنگ فارسی

رخنه، تراک، شکاف، پاره، چاک پیراهن:گریبان
( اسم ) صدای زدن شمشیر و تبر زن و خنجر و مانند آن .
شکاف . تراک . دریدگی در لباس . شق .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۵۱′۲۴″ شمالی ۴۹°۳۵′۱۲″ شرقی / ۳۶٫۸۵۶۶۷°شمالی ۴۹٫۵۸۶۶۷°شرقی / 36.85667; 49.58667چاک، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامسر در استان مازندران ایران.این روستا در دهستان جنت رودبار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: جاش شوارتز و کریس فداک است از ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۷ تا ۲۷ ژانویه ۲۰۱۲ بر روی شبکه ان بی سی پخش میشد.جاش شوارتزکریس...

گویش مازنی

علف زار بکر،با زمین نمناک

شکاف – درز – درز لباس دوخته شده باشد

از توابع دهستان جنت رودبار شهرستان تنکابن

/chaak/ از توابع دهستان جنت رودبار شهرستان تنکابن & علف زار بکر، با زمین نمناک & شکاف – درز – درز لباس دوخته شده باشد

مترادف و متضاد

اسم

سپیده صبح

پاره، دریده

قباله، بنچاق

دریچه، پنجره

پارگی، دریدگی

ترک، درز، رخنه

منفذ، سوراخ، شکاف، فاق

۱. ترک، درز، رخنه،
۲. منفذ، سوراخ، شکاف، فاق
۳. پارگی، دریدگی
۴. پاره، دریده
۵. قباله، بنچاق
۶. دریچه، پنجره
۷. سپیده صبح

cut (اسم)تخفیف، قطع، برش، جوی، شکاف، کانال، چاک، معبر، بریدگی، مقطعrift (اسم)خراش، د...

کلمات مرتبط

  • چاک خوردن
  • چاک خورده
  • چاک دار
  • چاک دامن
  • چاک دهان
  • چاک دهان پرندگان
  • چاک دهنده
  • چاک زدن
  • چاک زده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات