چاپلوسی. ( حامص ) تملق. چرب زبانی. خوشامدگویی. دُم لیسه. کرنش. ذَملَقه ، چاپلوسی و با همدیگر نرمی نمودن. مَلِق ، چاپلوسی و دوستی و نرمی بسیار کردن و به زبان بخشیدن نه به دل. ( منتهی الارب ) : بر درگاه پادشاه چاپلوسی و چرب زبانی کردن. ( کلیله ودمنه ).چو ویسه فتنه ای در شهدبوسی چو دایه آیتی در چاپلوس.نظامی ( خسرو و شیرین ).بر در خرگه ، سگان ترکمان چاپلوسی کرده پیش میهمان.مولوی.به دلداری و چاپلوسی و ...
فرهنگ عمید
چرب زبانی، تملق.
فرهنگ فارسی
عمل چاپلوس تملق . خوشامد گویی . دم لیسه . کرنش .
دانشنامه عمومی
چاپلوسی به معنای مدح و ثنای کسی به منظور جلب توجه یا دریافت چیزی است و یکی از رذایل به شمار می رود. چاپلوسی، تملق هایی است که نشان از شرک خفی در نهاد شخصی دارد که آن را مرتکب شده است.توطئهعبدالرحمان بن اسحاق جوهری در صحاح می گوید: «رجلٌ مُلِق»؛ یعنی چیزی را می گوید که قلباً به آن اعتقاد ندارد.هدف تملق گو جلب نظر و قلوب مردمی است که آنان را مؤثر در اموری می داند که مورد طمع اوست. مثلاً کسانی که پول...