چاو. (اِ صوت ) بانگ مرغ است . (فرهنگ اسدی ). گنجشک که از اشکره بگریزد یاکسی بچه اش برگیرد او بانگ همی از درد و از بیم کند آن آواز را چاو خوانند و گویند همی چاود. (نسخه ٔ دیگر فرهنگ اسدی ) (فرهنگ نظام ). || تیز. تیز ناله و بانگ مردم بود از درد عشق . (نسخه ای از فرهنگ اسدی ). || (اِ) آوازه . (زمخشری ). در تداول عامه «چو». صیت . شهرت . و رجوع به چو انداختن شود....
فرهنگ عمید
در دورۀ مغول، پول کاغذی؛ اسکناس.
= چاویدن 〈 چاوچاو: (اسم صوت) [قدیمی] سروصدای پرنده به هنگام خطر.
در دورۀ مغول، پول کاغذی، اسکناس. = چاویدن * چاوچاو: (اسم صوت ) [قدیمی] سروصدای پرنده به هنگام خطر.
فرهنگ معین
[ چینی . ] (اِ. ) پول کاغذی که در زمان سلطنت گیخاتوخان پادشاه مغولی ایران در سال ۶۹۳ ه .ق . معمول گردید.
فرهنگ فارسی
سرد
( اسم ) پول کاغذی که بتقلید چین در زمان سلطنت گیخاتوخان پادشاه مغول ایران در سال ۶٠۳ ه . ق . مدتی اندک معمول گردید و چون مورد قبول مردم واقع نشد از بین رفت .
دانشنامه عمومی
(کردی) چشم.
چاو (به ایتالیایی: Ciao) به معنی سلام یا خداحافظ در زبان ایتالیایی است.آلمانی:tschauthorفرانسوی:tchaoاسپانیایی:chao/chauthorاسلواک:čauthorچک:čauthorپرتقالی: tchauthorواژه Ciao از یک کلمه ونیزی "sciavo" گرفته شده که معنی برده یا غلام را می دهد. بنابراین سلام بگفتن به این شیوه به معنی «در خدمت شما هستم» است. اصطلاح اصلی هنوز در ایالت ونتو به صورت s'ciào وجود دارد و در گویش لومباردو...