چارپا. ( اِ مرکب ) چاروا. ( برهان ) ( آنندراج ). مرکب سواری. ( برهان ) ( آنندراج ). اسب و استر و خر و شتر و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ). هر حیوانی که دارای چهار دست و پا باشد. ( ناظم الاطباء ).ستور بارکش و سواری. ( ناظم الاطباء ). الاغ. حمار. درازگوش. نعم. ( نصاب الصبیان ). ماشیه. مال : همه خارسانها کنم چون بهشت پر از مردم و چارپایان و کشت.فردوسی.همه شهر و ده گر براندازی الاعلفخانه چارپایی نیا...
فرهنگ عمید
چهارپا#NAME?
= چهارپا
فرهنگ فارسی
( اسم ) چهارپا چاروا . مرکب سواری . اسب و استر و خر و شتر و امثال آن . هر حیوانی که دارای چهار دست و پا باشد . ستور بار کش و سواری . الاغ . حمار . دراز گوش . نعم . ماشیه . مال .