چاخان کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گول زدن. فریفتن. چاپلوسی کردن. بدروغ و ریا سخنی گفتن یا کسی را ستودن.
فرهنگ فارسی
گول زدن . فریفتن . چاپلوسی کردن . بدروغ و ریا سخنی گفتن یا کسی را ستودن .
مترادف و متضاد
palaver (فعل)پر حرفی کردن، چاخان کردن، از راه بدر بردنbackslap (فعل)تظاهر به صمیمیت کردن، چاخان کردنvapor (فعل)چاخان کردن، بخور دادن، تبخیر کردن یا شدنvapour (فعل)چاخان کردن، بخور دادن، تبخیر کردن یا شدن...