پیکره. [ پ َ / پ ِ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) زمینه. شالده. اساس : از پیکره کار معلوم است که... || ترتیب. نسق. || مقابل بوم. زمینه. || عکس. تصویر. نقش.
فرهنگ عمید
۱. پیکر. ۲. تصویر صورت. ۳. مجسمه، تندیس.
فرهنگ معین
(پِ کَ رِ ) (اِ. ) ۱ - تصویر، نقش . ۲ - مجسمه ، تندیس .
فرهنگ فارسی
پیکر، تصویر، صورت، مجسمه، تندیس ( اسم ) ۱- تصویر صورت . ۲- مجسمه تندیس تندیسه . ۳- زمینه مقابل بوم . ۴- زمینه اساس شالده : از پیکر. کار معمول است که ...
دانشنامه عمومی
بجای واژهای تصویر، مجسمه ، عکس و نقاشی= یپیکره به کار برده و پارسی را پاس بداریم
پیکره (ابهام زدایی). پیکره می تواند به این موارد اشاره کند:تندیس یا مجسمهپیکرهٔ متنی یا پیکرهٔ واژگانی (به اختصار: پیکره)، مجموعه ای خام از داده های زبانیِ نوشتاری یا گفتاریپیکره (موزه)، نام موزه ای در هلندwiki: اوخستخیست در هلند است.با بلیطی تحت عنوان "سفری از میان بدن انسان", تجربه آموزش و سرگرمی را بطور همز...