معانی کلمه : پیکار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جنگ، نبرد، رزم: دو عاقل را نباشد کین و پیکار / نه دانایی ستیزد با سبکسار (سعدی: ۱۲۹ ).
فرهنگ معین
(پَ یا پِ ) (اِ. ) ۱ - جنگ ، نبرد. ۲ - ستیزه ، بدخویی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آرزم، پرخاش، جدال، جنگ، رزم، ستیز، کارزار، گیرودار، محاربه، مخاصمه، مواقعه، نبرد، هنگامه ≠ صلح، آرامش
