Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیکار

تلفظ بین المللی : /pˈejkɑr/ تلفظ :‌ [p'ejkAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • پیکار امیل
  • پیکار اوگوست
  • پیکار ژان
  • پیکار افتادن
  • پیکار جستن
  • پیکار داشتن
  • پیکار رفتن
  • پیکار ساختن
  • پیکار نمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پیکار. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ مرکب ) ( از اوستائی «پئیتی کار» و پهلوی پتکار ) پیگار. جنگ . ( لغت نامه اسدی ). رزم. نبرد. حرب. محاربه. خصومت. جدل. ( مجمل اللغه ). جدال. ( برهان ) ( مجمل اللغه ). مجادله. مأج. کشمکش. مرن. مریة. ( منتهی الارب ). آورد. کارزار. فرخاش. ناورد. وغا. هیجا. پرخاش. ستیز. وقعه. صاحب غیاث بکاف عربی و فارسی آرد و گویدمعنی ترکیبی آن امری است که نسبت داشته باشد به پا و آن عبارتست از ...

فرهنگ عمید

جنگ، نبرد، رزم: دو عاقل را نباشد کین و پیکار / نه دانایی ستیزد با سبکسار (سعدی: ۱۲۹ ).

فرهنگ معین

(پَ یا پِ ) (اِ. ) ۱ - جنگ ، نبرد. ۲ - ستیزه ، بدخویی .

فرهنگ فارسی

جنگ، نبرد، رزم( اسم ) ۱- جنگ رزم نبرد حرب محاربه : نبد سودمندی ز افسون و رنگ نه از بند و رنج و نه پیکار و جنگ . ( شا. بخ ۲۳۳۱ : ۸ ) و شاهزادگان که در نبرد و پیکار رستم و اسفندیار روزگار بودند بعد از تلاقی باتفاق از فرات بگذشتند. ۲- جدل مجادله بد خویی : و گر باز گردم از ین رزمگاه شوم رزم ناکرده نزدیک شاه . همان خشم و پیکار باز آورد بدین غم تن اندر گداز آورد. ( شا. لغ. ) ۳- مجادل. لفظی جدال زبانی : ...

دانشنامه عمومی

پیکار خشونت هدفمند برای تضعیف، چیرگی، یا کشتن طرف مقابل، یا جابجا کردن آن از مکانی است که نمی خواهد یا لازم نمی داند. برابر این واژه در زبان انگلیسی «Fight» و در زبان فرانسوی «Combat» است.مبارزه کلینچمبارزه خوابیدهمبارزه ایستادهپیکار معمولاً بین نیروهای نظامی در یک جنگ است. خشونت پیکار می تواند یک جانبه باشد. درحالیکه در مبارزه، دستکم یک طرف، واکنش دفاعی دارد. به جنگ بزرگ "نبرد" گفته می شود. به جن...

مترادف و متضاد

آرزم، پرخاش، جدال، جنگ، رزم، ستیز، کارزار، گیرودار، محاربه، مخاصمه، مواقعه، نبرد، هنگامه ≠ صلح، آرامش

quarrel (اسم)پرخاش، پیکار، نزاع، ستیز، مجادله، ستیزه، بهی، خصومت، دعوا، دعوی، مرافعه، گله، اختلافaction (اسم)گزارش، عمل، فعل، کنش، کار، کردار، جدیت، اقدام، بازی، حرکت، رفتار، نبرد، جنبش، تاثیر، تعقیب، اشاره، وضع، پیکار، طرز عمل، تمرین، سهم، سهام شرکت، جریان حقوقی، اقامهء دعوا، اشغال نیروهای ...

کلمات مرتبط

  • پیکار امیل
  • پیکار اوگوست
  • پیکار ژان
  • پیکار افتادن
  • پیکار جستن
  • پیکار داشتن
  • پیکار رفتن
  • پیکار ساختن
  • پیکار نمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات