کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیچ-یا-تاب-خوردن | کلماتور
معنی کلمه : پیچ یا تاب خوردن
تلفظ بین المللی :
/pˈitʃ jɑː tˈɑb xˈordan/
تلفظ :
[p'itS jA: t'Ab x'oRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دست پیش گرفتن تا یا که یا برای اینکه پس نیفتند
حلقه یا پیچ خوردن
زنگار یا پا پیچ سوارکاری
قسمت گردنده میخ یا پیچ سرپهن
میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش مقدر یا محکوم کردن
پیش بینی وضع وا یا حوادی
پیل یا تیر برق
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
squiggle
(فعل)
لولیدن، موج دار شدن، پیچ یا تاب خوردن، در دهان قرقره کردن
کلمات مرتبط
دست پیش گرفتن تا یا که یا برای اینکه پس نیفتند
حلقه یا پیچ خوردن
زنگار یا پا پیچ سوارکاری
قسمت گردنده میخ یا پیچ سرپهن
میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
از پیش مقدر یا محکوم کردن
پیش بینی وضع وا یا حوادی
پیل یا تیر برق
نظرات