پیوسته کردن. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) سَلْسَلة. ( تاج المصادر بیهقی ). منسوب کردن. متصل کردن : اول خویشتن را پیوسته کرد به آل طاهربن حسین و او را ولایت هری دادند. ( تاریخ سیستان ). || علی الدوام کردن. پیاپی کردن : امیر سبکتکین... نامه ها و رسولان پیوسته کرد ببخارا و گفت خراسان قرار نگیرد تا بوعلی ببخارا باشد. ( تاریخ بیهقی ). تو و بوالقاسم حصیری ایستادید و وی را از دست بستدید ت...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- متصل کردن اتصال . ۲- ملحق کردن وصل کردن دوسانیدن چسبانیدن : بندیش نکو که این سه خط را پیوسته که کرد یک بدیگر ? ( ناصرخسرو ) ۳- پیاپی کردن علی الدوام کردن : تدییم پیوسته کردن عطا. ۴- منسوب کردن مرتبط ساختن : اول خویشتن را پیوسته کرد به آل طاهرین حسین او را ولایت هری دادند. یا پیوسته کردن نامه ( مکاتبت رسول ) . نامه ( رسول ) فرستادن ( پیاپی ): امیرسبکتگین ... نامه ها و رسولان پیوسته کرد ...