Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پین

تلفظ بین المللی : /pˈin/ تلفظ :‌ [p'in]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • پین تامس
  • پین جان
  • پین سنت متیو
  • پین ـ جینگ
  • پین ـ گاپوشکین سسیلیا هلینا
  • پین کاس گرگوری گودوین
  • پین کیانگ
  • پین گو
  • پین آن تو
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

پین . (اِخ ) نام دهی ازتوابع کاشان . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان مافروخی ص 38).

پین . (اِ) در اصطلاح بنائی ، مقداری به پهنای یک آجر: یک پین باید از زمین را کند. مخفف پینه . || ریختگی و گلی که در قنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب شود.- پین پین برداشتن ؛ تنقیه ٔ کاریز از پین ....

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:عدد شناسایی شخصی
wikijoo: پین

فرهنگ فارسی

۱- مقداری بپهنای یک آجر : یک پین باید این زمین راند. ۲- ریختگی و گلی که در فنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب گردد. یا پین پین برداشتن . تنقی. کاریزاز پین .
نام دهی از توابع کاشان

گویش مازنی

پهن – گسترده

/paen/ پهن – گسترده

کلمات مرتبط

  • پین تامس
  • پین جان
  • پین سنت متیو
  • پین ـ جینگ
  • پین ـ گاپوشکین سسیلیا هلینا
  • پین کاس گرگوری گودوین
  • پین کیانگ
  • پین گو
  • پین آن تو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات