کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیشواز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پیشواز کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈiʃvˈɑz kˈardan/
تلفظ :
[p'iSv'Az k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با بالون پرواز کردن
بلند پرواز کردن
پرواز کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پیشاب کردن
شروع به پرواز کردن
ردیف و پشت سرهم شدن و پرواز کردن
پیروز کردن
پیشوایی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیشواز کردن. [ ش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشواز رفتن. پیشباز رفتن. پیشباز کردن. پذیره شدن.
- امثال :
سگ بخورد پیشواز گرگ میرود ؛ طعامی بس ثقیل و ناسازوار است.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیشواز رفتن استقبال کردن . یا مثل : سگ بخورد پیشواز گرگ میرود طعامی بس ثقیل و ناسازوار است .
کلمات مرتبط
با بالون پرواز کردن
بلند پرواز کردن
پرواز کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پیشاب کردن
شروع به پرواز کردن
ردیف و پشت سرهم شدن و پرواز کردن
پیروز کردن
پیشوایی کردن
نظرات