پیشداد. (ن مف مرکب ) ازپیش داده . داده ٔ از قبل . || سابق در عدل . عادل . (برهان ). کسی که در پیش قانون گذارد ودادگری کرد. || اول کس را نیز گویند که تظلم بر حاکمی کند. (برهان ). || حاکمی که اول به غور مظلوم برسد. (برهان ). دادگر نخست . رجوع به پیشداد در معنی لقب هوشنگ شود. || مزدی که پیش از کار بمزدور و کارگر دهند و آنرا بعربی تقدمه خوانند. (برهان ). سلم . تسلیف . مزد پیش از کار و پول پیش از خریدن...
فرهنگ عمید
۱. پیش پرداخت. ۲. پولی که پیش از کار کردن به کارگر داده شود، مساعده. ۳. عطیه که پیش از خواهش و درخواست کسی به او داده شود: ز بس حرص بخشش، نکرده سؤال / به سائل دهد جود او پیش داد (عسجدی: مجمع الفرس: پیش داد ).
فرهنگ معین
(اِ.) هر یک از پادشاهان سلسلة پیشدادی .
(ص مر.) نخستین قانونگزار؛ هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
(اِ. ) هر یک از پادشاهان سلسلة پیشدادی . (ص مر. ) نخستین قانونگزار، هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
فرهنگ فارسی
۱ - دراوستا لقب ((هوشنگ ) ) است.درتاریخ غررالسیر در (( پادشاهی هوشنگ ) ) آمده: (( و وضع قوانین و رسوم و برقراری عدل بدو منسوب است و بهمین مناسبت به پیشداد ملقب شده که بفارسی نخستین واضع مبانی عدالت است . ) ) ۲ - در روایات ملی ما عنوان هر یک از پادشاهان سلسله داستانی پیشدادیان است.( صفت ) ۱- کسی که در پیش قانون گذارد و دادگری کرد نخستین واضع قانون هوشنگ پیشداد. توضیح حمز. اصفهانی این کلمه را درست م...
دانشنامه عمومی
پیشداد در اوستا به صورت پَرَداته به معنی کسی که در پیش قانون گذاشت و داد نمود و صفت برای هوشنگ آمده است و در روایات ایرانی هوشنگ مؤسس سلسلهٔ پیشدادی ذکر شده است. کریستن سن در کتاب کیانیان یادآوری می کند که هوشنگ و برادرش ویگرد در روایت دینی عنوان خانوادگی پیشداد دارند که ترجمهٔ پَرَداته عنوان هوشنگ در یشت هاست. در روایت ملی هوشنگ مؤسس نخستین سلسلهٔ پیشدادی است که متضمن تمام پادشاهان تا اوزو است. ا...