پیش . (ص ) عاقل و خردمند. (برهان ).
پیش . (اِ) نام هر یک از چهار دندان که دو بر بالا و دو به زیر است در پیش دهان و آنرا به تازی ثنیه و جمع آنرا ثنایا گویند.
قدم (قَ دَ) (ص مر.) آن که پیش از دیگران به کاری دست بزند.
1 - (ق .) جلو، قبل ، قدام . 2 - پس ، بعد. 3 - (حراض .) نزد. 4 - سوی ، طرف . 5 - (اِ.) یکی از سه حرکت حروف ؛ ضمه .
کاه
جلو پیش
کاه
بوته صحرایى، هیزم.
زی، نزد
شاخهنخل
جلو، پیشرو
گذشته، ماضی
سمت، سو، طرف
فراپیش، قبل، قدام
کنار، پهلو، نزدیک
برابر، روبرو، مقابل
سابق، قبل ≠ بعد، پس، پشت، عقب