کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیروی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پیروی کردن
تلفظ بین المللی :
/pejrˈavi kˈardan/
تلفظ :
[pejR'avi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پیروی کردن از
پیشروی کردن
استفاده کردن از تکیه گاه پیری
پسروی کردن
پیروز کردن
پیری کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پارو کردن
فرودگاه نیروی هوایی سلطنتی کرانول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پیروی کردن. [ پ َ/ پ ِ رَ / رُ وی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متابعت کردن. اقتدار کردن. اقتفا کردن. اقتراء. اقتیاف. تمصر. تقیل.ائتمام ؛ بدنبال چیزی پیوستن. اتباع. متابعت. احتذاء. تتبع. تقلید. تباعة. اثف. تأسی کردن. تسنن. تشیع.تعاقب. استقراء. تقسس. استتباع ؛ پیروی کردن خواستن.استنشاء؛ تتبع اخبار کردن. قَفَو، قُفُوّ، قوف ، قفر؛ پیروی کردن و در پی کسی رفتن. امتثال ؛ پیروی کردن طریقه کسی را و تجاوز نکردن از...
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل . ) اقتدا کردن ، متابعت کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اقتدا کردن متابعت کردن تبعیت کردن : سالها پیروی مذهب رندان کردم تا بفتوای خرد حرص بزندان کردم . ( حافظ )
متابعت کردن اقتدا کردن
مترادف و متضاد
conform
(فعل)
موافقت کردن، وفق دادن، مطابقت کردن، همنوایی کردن، پیروی کردن
follow
(فعل)
درک کردن، فهمیدن، دنبال کردن، تعقیب کردن، پیروی کردن، پیروی کردن از، متابعت کردن، در ذیل امدن
کلمات مرتبط
پیروی کردن از
پیشروی کردن
استفاده کردن از تکیه گاه پیری
پسروی کردن
پیروز کردن
پیری کردن
پرواز کردن بدون نیروی موتور
پارو کردن
فرودگاه نیروی هوایی سلطنتی کرانول
نظرات