کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیروزرای | کلماتور
معانی کلمه : پیروزرای
تلفظ بین المللی :
/pˌiruːzrˈɑje/
تلفظ :
[p,iRu:zR'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیروزرام
قشلاق پیروردیلو
الهه پیروزی
ابراز پیروزی از اکتشاف
با پیروزی بدست امدن
پیروزی باشگاه
پیروورالسک
پیروزی نامه
پیروزی یافتن بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیروزرای. ( ص مرکب ) دارای رایی با ظفر قرین. در اندیشه و رای مظفر و منصور :
خردمند بادی و پیروزرای
بپاکی بماناد مغزت بجای.
فردوسی.
جوانبخت بادی و پیروزرای
توانا و دانا و کشورگشای.
نظامی.
وزیر خردمند پیروزرای
بپیروزی شاه شد رهنمای.
نظامی.
فرهنگ عمید
پیروز و کامیاب در رٲی و اندیشه: جوان بخت بادی و پیروزرای / توانا و دانا و کشورگشای (نظامی۵: ۹۸۷ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای اندیشه ای قرین ظفردارای فکری همراه کامیابی و نصرت : وزیر خردمند پیروز رای به پیروزی شاه شد رهنمای . ( نظامی )
کلمات مرتبط
پیروزرام
قشلاق پیروردیلو
الهه پیروزی
ابراز پیروزی از اکتشاف
با پیروزی بدست امدن
پیروزی باشگاه
پیروورالسک
پیروزی نامه
پیروزی یافتن بر
نظرات