پیرار. ( اِ، ق ) پیرارسال. سال پیش از پارسال. دو سال پیش ازسال حاضر. عام عام اول. ( مهذب الاسماء ) : سال امسالین نوروز طربناکترست پار و پیرار همی دیدم اندوهگنا.منوچهری.نوروز را بگفت که در خاندان ملک از فرّ و زینت توکه پیرار بود و پار.منوچهری.چو حورا که آراست این پیرزن را؟همان کس که آراست پیرار و پارش.ناصرخسرو.شدت پار و پیرار و امسال اینک روش بر ره پار و پیرار دارد.ناصرخسرو.از تاک رز انگور نو امسال...
فرهنگ عمید
سال پیش از پارسال، دو سال پیش از امسال، پیرارسال: شدت پار و پیرار و امسالت اینک / روش بر ره پار و پیرار دارد (ناصرخسرو: ۳۷۵ ).
فرهنگ معین
(ق . ) سال پیش از پارسال .
فرهنگ فارسی
دوسال پیش ازامسال، پیرارسال سال پیش از پارسال دو سال پیش از سال حاضر پیرار سال : هرگز نیامده است و نیاید گذشته باز بر قول من گوا بس پیرار و یار من . ( ناصرخسرو ) پیرار سال سال پیش ازپارسال