پیام آور. [ پ َوَ ] (نف مرکب ) رسول . آنکه واسطه ٔ ابلاغ سخنی و گفتاری از کسی بدیگری باشد خواه زبانی و خواه بنوشته . پیغام آور. قاصد. (شعوری ). ایلچی . (شعوری ) : رسولی رسیده ست با رای و هوش پیام آوری چون خجسته سروش . نظامی .درآمد پیام آور سرفرازپرستش کنان برد شه را نماز. نظامی .اگر من بچشم تو نام آورم سکندر نیم زو پیام آورم . نظامی .در آیین شاهان و رسم کیان پیام آوران ایمنند از زیان . نظامی .ترنّ...