پیام . [ پ َ ] (اِخ ) نام یکی از ایستگاههای راه آهن آذربایجان که بجای ایستگاه یام پذیرفته شده است . (فرهنگستان ).
پیام . [ پ َ ] (اِخ ) میر شرف الدین . یکی از امرا و شعرای هندوستان . وفات 1166 هَ . ق . (قاموس الاعلام ترکی ).
سخن یا مطلبی (کتبی یا شفاهی) که از طرف کسی برای دیگری فرستاده شود؛ پیغام؛ خبر: ◻︎ در راه عشق وسوسهٴ اهرمن بسیست / پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن (حافظ: ۷۹۶).
〈 پیام رساندن (گزاردن، آوردن): (مصدر متعدی) منتقل کردن پیام کسی به دیگری: ◻︎ گوش دلم بر در است تا چه بیاید خبر / چشم امیدم به راه تا که گزارد پیام (سعدی: لغتنامه: پیام گزاردن).
رسالت، پیغام، خبر یا اطلاع شفاهی یا کتبی از شخص به شخص دیگر
یک پیام رادیویی
a radio transmission
پیام شما را توسط علی دریافت کردم
I got your message from Ali
پیام اخیر نخستوزیر به ملت فرانسه
the Prime Minister's message to the french nation
(تلفظ: payām) الهام ، وحی ، مطلبی که به شکل کلام ، نوشته یا نشانهای از فرد یا گروهی به فرد یا گروه دیگر فرستاده شود.
یادداشت
الهام، وحی
درود، سلام
پیغام، سفارش، مطلب، نبا
۱. پیغام، سفارش، مطلب، نبا
۲. یادداشت
۳. الهام، وحی
۴. درود، سلام