کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-چیزی-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : پی چیزی داشتن
تلفظ بین المللی :
/pˈej tʃˈizi dˈɑʃtan/
تلفظ :
[p'ej tS'izi d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی چیزی بودن
پی چیزی را آوردن
پی چیزی را اور
با دست پی چیزی گشتن
پی درپی وبتواتر چیزی را رساندن
در تاریکی پی چیزی گشتن
در پی چیزی بودن
رفتن از پی چیزی
پارچه پیچازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پی چیزی داشتن. [ پ َ / پ ِ ی ِ چی ت َ ] ( مص مرکب ) بدنبال آن بودن. در تعقیب آن بودن :
چو شیر آتشین چنگ و چست آمدم
پی هر پلنگی که من داشتم.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
بدنبال آن بودن در تعقیب آن بودن
کلمات مرتبط
پی چیزی بودن
پی چیزی را آوردن
پی چیزی را اور
با دست پی چیزی گشتن
پی درپی وبتواتر چیزی را رساندن
در تاریکی پی چیزی گشتن
در پی چیزی بودن
رفتن از پی چیزی
پارچه پیچازی
نظرات