کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-فراخی | کلماتور
معانی کلمه : پی فراخی
تلفظ بین المللی :
/pˈej farˈɑxi/
تلفظ :
[p'ej faR'Axi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی فراخ
ویلیام پی فرای
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
پی تشتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پی فراخی. [ پ َ / پ ِ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت یا عمل پی فراخ :
بود با راهواریش همه لنگ
با چنین پی فراخیش همه تنگ.
نظامی.
که ما را سر پرده تنگ نیست
بجز پی فراخی در آهنگ نیست.
نظامی.
ملک ازو گرچه سبز شاخی داشت
او چو خورشید پی فراخی داشت.
نظامی.
فرهنگ عمید
تندروی، افراط.
فرهنگ فارسی
عمل پی فراخ : بود با راهواریش همه لنگ باچنین پی فراخیش همه تنگ . ( نظامی )
کلمات مرتبط
پی فراخ
ویلیام پی فرای
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
پی تشتی
نظرات