کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-درد | کلماتور
معانی کلمه : پی درد
تلفظ بین المللی :
/pˈej dˈard/
تلفظ :
[p'ej d'aRd]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
پی درد بین دنده ای
پی درد زبانی ـ حلقی
پی درد زونایی
پی درد سه قلو
پی درد صورت فلجی
پی درد پستان
درد پی
پی مفصل درد
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
دردی که در طول یک عصب یا مسیر عصبی خاص گسترش مییابد متـ . عصبدرد
مترادف و متضاد
neuralgia
(اسم)
درد اعصاب، مرض عصبی، درد عصبی، پی درد
فرهنگستان زبان و ادب
{neuralgia} [علوم پایۀ پزشکی] دردی که در طول یک عصب یا مسیر عصبی خاص گسترش می یابد متـ . عصب درد
کلمات مرتبط
پی درد بین دنده ای
پی درد زبانی ـ حلقی
پی درد زونایی
پی درد سه قلو
پی درد صورت فلجی
پی درد پستان
درد پی
پی مفصل درد
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
نظرات