کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-بر | کلماتور
معانی کلمه : پی بر
تلفظ بین المللی :
/pˈej bˈar/
تلفظ :
[p'ej b'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
پای بر پی کسی
پای بر پی کسی نهادن
تاثیر ای بی ام پی سی بر بازار رایانه های شخصی
فهرست کشورها بر اساس سهمیه ادرس ای پی وی4
از مخلوق بخالق پی برده
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
پی بردن به
پی برنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
پی بر. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( نف مرکب ) پی شناس. آنکه پی برد. آنکه دریابد. قائف. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه پی برد آنکه در یابد. ۲- پی شناسقائف. ۳- اسبهایی که جایز. دوم و سوم و چهارم را میبرند.
واژه نامه بختیاریکا
( پِی بَر )
کارآگاه؛ کسیکه با شناختن روابط فامیلی با آنها سعی در ایجاد ارتباط دارد.
کلمات مرتبط
پای بر پی کسی
پای بر پی کسی نهادن
تاثیر ای بی ام پی سی بر بازار رایانه های شخصی
فهرست کشورها بر اساس سهمیه ادرس ای پی وی4
از مخلوق بخالق پی برده
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
پی بردن به
پی برنده
نظرات