کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پژولیده | کلماتور
معانی کلمه : پژولیده
تلفظ بین المللی :
/pˌoʒuːlˈideː/
تلفظ :
[p,oZu:l'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پژولیدن
پژوهیده
پشولیده
رزمگاه پوشیده
روغن زیتون پالیده
روی پوشیده
ژولیده
ژولیده شدن
ژولیده موی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پژولیده. [ پ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) پژمرده. بی آب و تاب. افسرده. درهم. پریشان. آشفته : صبحدمان مست برآمد ز کوی زلف پژولیده و ناشسته روی.سنائی.زن کنیزک را پژولیده بدیددرهم و آشفته و دنگ و مرید.مولوی.نبرده آن هواآب گلش راپژولیده نکرده سنبلش را.جامی ( از فرهنگ شعوری ).|| نرم گردیده. || ابترشده. || نصیحت کرده شده. || بازپرسی کرده شده ( ؟ ) ( شاید مصحف پژوهیده ). ( برهان قاطع )....
فرهنگ عمید
۱. پژمرده.
۲. افسرده.
۳. ‹ژولیده› درهم شده، پریشان، ژولیده: صبحدمان مست برآمد ز کوی / زلف پژولیده و ناشسته روی (سنائی۲: ۵۱۴ ).
فرهنگ معین
(پِ دِ ) (ص مف . ) ۱ - پژمرده شدن . ۲ - افسرده .
فرهنگ فارسی
( اسم . پژولیدن ) ۱- پژمرده شده افسرده. ۲- نرم گردیده . ۳- بی آب و تاب شده . ۴- ابتر شده . ۵- باز پرسی شده .
مترادف و متضاد
withered
(صفت)
خشک، خشکیده، پلاسیده، پژمرده، چروک خورده، پژولیده
کلمات مرتبط
پژولیدن
پژوهیده
پشولیده
رزمگاه پوشیده
روغن زیتون پالیده
روی پوشیده
ژولیده
ژولیده شدن
ژولیده موی
نظرات