پوک. ( ص ) هر چیز متخلخل و سبک شده از اثر گذشتن زمان و پوسیدگی چنانکه چوبی ، یا بی مغز از میوه های خشک کرده مانندفندق و گردو و بادام و غیره ، و میان تهی چنانکه گردکانی یا پسته ای و امثال آن. کاواک. بی مغز. پود. پوده.پده. پوچ. پوش. میان کاواک. اجوف. مجوف. خالی. خالیة. میان تهی . اسرّ. ( منتهی الارب ): سر یا مغزی پوک ؛ بی مغز. بی عقل. دندانی پوک ؛ دندانی که میان آن پوسیده و ریزیده باشد، کرو. ( برهان...
فرهنگ عمید
۱. پوچ، میان تهی، بی مغز. ۲. پوده، پوسیده. ۳. (اسم ) پوشال، آتش گیره: گر برفکند گرم دم خویش به گوگرد / بی پوک ز گوگرد زبانه زند آتش (آغاجی: مجمع الفرس: پوک ).
فرهنگ معین
(ص . ) هر چیز تو خالی ، میان تهی .
دانشنامه آزاد فارسی
پوک (Puck)در اخترشناسی، قمر کوچک سیارۀ اورانوس، و یازدهمین قمر شناخته شده از سمت این سیاره. تقریباً هر هجده ساعت یک بار و در ارتفاع تقریبی ۸۶هزار کیلومتری به دور اورانوس مدار می پیماید. مدار آن دایره ای، و موازی با استوای اورانوس است. از آن جا که استوای سیارۀ اورانوس نسبت به مدار آن بر گرد خورشید مایل است، مدار پوک تقریباً بر مدار اکثر سیاره های منظومۀ خورشیدی عمود است. اندازۀ قطر پوک ۱۵۴ کیلومتر ...
فرهنگ فارسی
گنده
میان تهی، بی مغز، پوده، پوسیده، پوشال، آتشگیره ( اسم ) ۱- بادی که بجهت روشن کردن از دهن بدمند. ۲- هر چیز سبک زرد سوز مانند سوخت. پنبه که آتش از چخماق در آن افتد برای افروختن آتش آتشگیرهپودهپدهحراقه: گر بر فکنم گرد دم خویش بگو گرد بی پوک ز گو گرد زبانه زند آتش . ( منجیک )
دانشنامه عمومی
پوک (بلژیک). شهر پوک (به فرانسوی: Pecq) در شهرستان تورنه در استان انو در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است. بلژیک فهرست شهرهای بلژیک