کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پولادگر | کلماتور
معانی کلمه : پولادگر
تلفظ بین المللی :
/puːlˈɑdɡar/
تلفظ :
[pu:l'AdgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سید محمد پولادگر
پولادترگ
پولاددرع
پولادرگ
پلاگر
پولاد
پولاد غندی
پولاد قلعه
پولاد چینگ سانگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پولادگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) آنکه پولاد سازد. توسعاً آهنگر : بدان دست بردند آهنگران چو شد ساخته کار گرز گران پسند آمدش کار پولادگرببخشیدشان جامه و سیم و زر.فردوسی.بفرمود خسرو [کی خسرو] بپولادگرکه بند گران ساز مسمار سرهم اندر زمان پای کردش [گرگین را] ببندکه از بند گیرد بداندیش پند.فردوسی.بفرمود خسرو بپولادگرکه سازد برو بند و غل و تبر( ؟ ).فردوسی ( از آنندراج )....
فرهنگ عمید
کسی که آلات و ابزاری از پولاد می سازد.
فرهنگ فارسی
( صفت )۱- آنکه پولاد سازد آنکه آلات پولادین سازد. ۲- آهنگر : [ بدان دست بردند آهنگران چو شد ساخته کار گرز گران ...] [ پسند آمدش کار پولاد گر ببخشید شان جامه و سیم و زر...] ( فردوسی )
مترادف و متضاد
steelworker
(اسم)
پولادگر
کلمات مرتبط
سید محمد پولادگر
پولادترگ
پولاددرع
پولادرگ
پلاگر
پولاد
پولاد غندی
پولاد قلعه
پولاد چینگ سانگ
نظرات