پولادپوش. ( نف مرکب ) که پولاد پوشد. || که زره و جوشن یا برگستوان آهنین دارد : تو گفتی که دریا بجوش آمده ست برو موج پولادپوش آمده ست.فردوسی.ز پولادپوشان لشکرشکن تن کوه لرزنده بر خویشتن.فردوسی.آهنین رمحش چو آید بر دل پولادپوش نه منی تیغش چو آید بر سر خنجرگذار...منوچهری.هزار دگر پیل پولادپوش ابا چل هزار از یل رزم کوش.اسدی.نشستند بر تازی تیزجوش همه خاره خفتان و پولادپوش.نظامی.خبر شد بخاقان که صحرا و ...
فرهنگ عمید
جنگاور که زره یا جوشن پولادین بر تن دارد: خبر شد به خاقان که صحرا و کوه / شد از نعل پولادپوشان ستوه (نظامی۵: ۹۲۹ ).
فرهنگ معین
(ص فا. ) مرد جنگی ، آن که زره بر تن کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه زره و جوشن یا بر گستوان پولادین بر تن کند : [ آهنین رمحش چو آید بر دل پولاد پوش نه منی تیغش چو آید بر سر خنجر گذار...] ( منوچهری )