کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-پوش | کلماتور
معانی کلمه : پوست پوش
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst pˈuːʃ/
تلفظ :
[p'u:st p'u:S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با قشر و پوست پوشاندن
با پوست پوشاندن
پوشش طبیعی پوست
پوست دیگر پوشید
پوست دیگر پوشیدن
پوست پلنگ پوشی
پوست پلنگ پوشیدن
پوست پوشی
با پوسته یا قشری پوشاندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پوست پوش. ( نف مرکب ) گدای بینوا و عاشق. ( آنندراج ) :
پوست پوشش نافه در صحرای چین
چشم آهو مردم صحرانشین.
زلالی.
بس که معنی ز لفظ دزدیدی
پوست پوش از غم تو گشت کباب.
نظام دست غیبی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- گدای بینوا. ۲- عاشق .
کلمات مرتبط
با قشر و پوست پوشاندن
با پوست پوشاندن
پوشش طبیعی پوست
پوست دیگر پوشید
پوست دیگر پوشیدن
پوست پلنگ پوشی
پوست پلنگ پوشیدن
پوست پوشی
با پوسته یا قشری پوشاندن
نظرات