کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-بر-تن-دری | کلماتور
معنی کلمه : پوست بر تن دری
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst bar tˈan dˈari/
تلفظ :
[p'u:st baR t'an d'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پوست بر تن دریدن
پوست بر دهل بس
پوست بر دهل بستن
پوست بر پوست
پوست بر کسی زن
پوست بر کسی زندان شدن
پوست بر کشیدن
اثر اب جوش بر روی پوست
تبعیض بر پایه رنگ پوست
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پوست بر تن دریدن. [ ب َ ت َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پوست بر تن شکافتن :
خون ز غیرت بر وجودم پوست بر تن می درد
تا لب زخم که را تیغش دگر سیراب کرد.
صائب.
کلمات مرتبط
پوست بر تن دریدن
پوست بر دهل بس
پوست بر دهل بستن
پوست بر پوست
پوست بر کسی زن
پوست بر کسی زندان شدن
پوست بر کشیدن
اثر اب جوش بر روی پوست
تبعیض بر پایه رنگ پوست
نظرات