معانی کلمه : پوزش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(زِ ) (اِمص . )۱ - عذرخواهی ، معذرت - خواهی . ۲ - عذر، معذرت .
فرهنگ فارسی
عذر، فروتنی، اعت ار، درخواست عفووگذشت، پوزیدن
( اسم ) ۱- عذر خواهی معذرت خواهی در خواست عفو . ۲-عذر معذرت .
( اسم ) ۱- عذر خواهی معذرت خواهی در خواست عفو . ۲-عذر معذرت .
مترادف و متضاد
عذر، عذرخواهی، معذرت، معذوریت
