پوده . [ دَ ] (اِخ ) قریه ٔ مرکز بلوک سمیرم سفلی در اصفهان .
پوده . [ دِ ] (اِخ ) دهی جزءدهستان سیارستاق بخش ییلاقی رودسر شهرستان لاهیجان . 49 هزارگزی جنوب رودسر 13 گزی جنوب خاور سی پل . کوهستانی ، سردسیر، سکنه 180 نفر، زبان گیلکی و فارسی ، آب آن از چشمه . محصولاتش ، غلات ، بنشن ، لبنیات و پشم ، شغل اهالی زراعت و چارواداری ، شال و جوراب بافی . راه مالروو ص...
فرهنگ عمید
۱. کهنه و پوسیده. ۲. چوب پوسیده. 〈 پوده کردن: [قدیمی] تخمه کردن؛ فاسد شدن غذا در معده که سبب سوء هضم میشود.
۱. کهنه و پوسیده. ۲. چوب پوسیده. * پوده کردن: [قدیمی] تخمه کردن، فاسد شدن غذا در معده که سبب سوء هضم می شود.
فرهنگ معین
(پُ ) (ص . ) کهنه ، پوسیده .
دانشنامه آزاد فارسی
پودِه (detritus) در زیست شناسی، بقایای مواد آلی حاصل از تجزیۀ جانوران و گیاهان.
مجموعهای از مواد گیاهی نیمهتجزیهشده در زیستگاههای آبگرفته
کهنه وپوسیده، چوب پوسیده ( صفت اسم ) ۱- کهنه پوسیده ۲- چوب پوسیده . ۳- پوچ بی مغز میان تهی . ده جزئ دهستان سیارستاق
دانشنامه عمومی
پوده یا تورب به توده متراکم قهوه ای تا سیاه رنگ خزهها و گیاهان که به طور ناقص تجزیه شده اند گفته می شود. پوده معمولاً در زمین های بسیار مرطوب و در مناطق معتدل و سردسیر جهان به وجود می آید و به عنوان سوخت به کار می رود.پوده را می توان مرحله نخست تشکیل زغال سنگ دانست.اراضی غنی از پوده پوده زار (به انگلیسی: peatland) می گویند.wiki: رودسر در استان گیلان کشور ایران.گورستان علیجار پوده یکی از آثار باستا...
فرهنگستان زبان و ادب
{peat} [زیست شناسی] مجموعه ای از مواد گیاهی نیمه تجزیه شده در زیستگاه های آب گرفته