Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : په

تلفظ بین المللی : /pˈeː/ تلفظ :‌ [p'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ فارسی ساره
  • په ا
  • په پیاز
  • په آ
  • په آردی
  • په آشت
  • په آشتن
  • په ار
  • په ارده
  • په اردی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

په . [ پ َه ْ ] (اِ) بلهجه ٔ طبری : پود، مقابل تار.

په . [ پ ِه ْ ] (اِ) مخفف پیه . وزد. پی . شحم . دژپه . درپه : دولت بمن نمیدهد از گوسفند چرخ از بهر درد دنبه و بهر چراغ په . خاقانی .صد جگر پاره شد ز هر سویی تا درآمد پهی به پهلویی . نظامی .ای دریغا گر بدی پیه و پیازپه پیازی کردمی گر نان بدی . مولوی .رجوع به پیه شود....

فرهنگ عمید

در مقام شگفتیِ همراه با اعتراض گفته می‌شود؛ به؛ وه.

= پیه: ◻︎ صد جگر پاره شد به هر سویی / تا درآمد پهی به پهلویی (نظامی۴: ۵۵۶).

در مقام شگفتیِ همراه با اعتراض گفته می شود، به، وه.
= پیه: صد جگر پاره شد به هر سویی / تا درآمد پهی به پهلویی (نظامی۴: ۵۵۶ ).

فرهنگ معین

(پِ) (اِ.) پیه ، چربی .

(پَ) (شب جم .) خوشا، آفرین .

(پِ ) (اِ. ) پیه ، چربی .
(پَ ) (شب جم . ) خوشا، آفرین .

فرهنگ فارسی

نشانه‌ی بی صبری همراه با ناخشنودی یا ناخشنودی و شگفتی

کلمه تعجب وتحسین که درمقام شگفتی ازخوبی وپسند، یدگی چیزی میگویند
( اسم ) آوایی که از دهان بر آرند با دم زدن : کوه کبیه په گفتن کسی را تا بوی دهن او معلوم شود. په : یاپه بپهلو در آمدن . فربه شدن : [ صد جگر پاره شد ز هر سویی تا در آمد پهی به پهلویی .] ( نظامی )
بلهجه طبری پود مقابل تار

دانشنامه عمومی

پَه (Pa) با های غیر ملفوظ. شکل مخفّف شدۀ کلمۀ «پس». مثال (1):په نمیای ؟ یعنی:پس نمی خواهی بیایی ؟ مثال (2): په می خوای چیکار کنی؟ یعنی:پس (بالاخره) می خواهی چه کار کنی؟

په (بلژیک). شهر په (به فرانسوی: Peer) در شهرستان مزک در استان لمبورگ در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.بلژیکفهرست شهرهای بلژیکwiki: په (بلژیک)...

گویش مازنی

پیرامون

توارث اخلاقی

۱پا ۲پی دنبال

۱بلی – آری ۲پس

۱پود نخ هایی که در عرض پارچه بافته می شوند ۲عقب تعاقب ۳گوشه ...

/pe/ پا - پی دنبال & پیرامون & پود نخ هایی که در عرض پارچه بافته می شوند - عقب تعاقب ۳گوشه ۴پشت ۵پاشنه ی پا & توارث اخلاقی & بلی – آری - پس

فرهنگ فارسی ساره

پیرامون


کلمات مرتبط

  • په ا
  • په پیاز
  • په آ
  • په آردی
  • په آشت
  • په آشتن
  • په ار
  • په ارده
  • په اردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات