معانی کلمه : پنهان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(پِ ) [ په . ] ۱ - (ق . ) ناپیدا، پوشیده . ۲ - (اِ. ) راز، سرّ.
فرهنگ فارسی
ناپیدا، پوشیده، نهفته، مخفی، نهانی، نقیض آشکار
۱- ( صفت ) نهفته پوشیده نهان مخفی مکتوم مستور مدفون مختفی متواری درسر محرمانه نامحسوس در خفا . ۲- ( اسم ) راز سر . یا از پنهان . از کمینگاه از کمین از مکمن ( ز پنهان ) . یا پنهان از کسی . بی خبر او بی آگاهی او . یا همیشه پنهان . ابدی الخفائ . مقابل همیشه پبدا ابدی الظهور .
۱- ( صفت ) نهفته پوشیده نهان مخفی مکتوم مستور مدفون مختفی متواری درسر محرمانه نامحسوس در خفا . ۲- ( اسم ) راز سر . یا از پنهان . از کمینگاه از کمین از مکمن ( ز پنهان ) . یا پنهان از کسی . بی خبر او بی آگاهی او . یا همیشه پنهان . ابدی الخفائ . مقابل همیشه پبدا ابدی الظهور .
دانشنامه عمومی
نقل قول
پنهان (فیلم ۱۳۸۹). پنهان فیلم ایرانی به کارگردانی مهدی رحمانی و نویسندگی مهدی رحمانی، مهدی شیرزاد ساختهٔ سال ۱۳۸۹ است.
•
•
wikiquote: پنهان_(فیلم_۱۳۸۹)
گویش اصفهانی
تکیه ای: qâyem
طاری: qâyem
طامه ای: qâyem / max
طرقی: nabüdi / püšnâyi
کشه ای: qâyem
نطنزی: qâyem
مترادف و متضاد
باطن، پوشیده، خفا، خفی، غیب، قایم، کتم، محجب، مختفی، مخفی، مستتر، مستور، مضمر، مکتوم، مکنون، ناپیدا، نامرئی، نهان، نهفته، متواری ≠ آشکار، علنی
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
بیار ( بیدار ) ؛ زیر جُلی؛ نهاده
