پنداشت. [ پ ِ ] ( مص مرخم ، اِمص ) اسم از پنداشتن. پندار. خیال. ظن. گمان. وهم. حسبان. محسبة : الهی پنداشتم ترا شناختم اکنون پنداشت خود رادر آب انداختم. ( خواجه عبداﷲ انصاری از آنندراج ).پنداشت نیست ، هست حقیقت ، از این سخن زینسان سخن بگوش تو از هر زبان رسید.سوزنی.این رنگ همه هوس بود یا پنداشت او بی رنگ است رنگ او باید داشت.عین القضاة همدانی الرَّجم ؛ به پنداشت سخن گفتن. ( زوزنی ). || فکر: هومت ؛ پ...