کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پنج و چهار
تلفظ بین المللی :
/pˈandʒ vˈa tʃˈɑhɑr/
تلفظ :
[p'andZ v'a tS'AhAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پنج و شش و هفت و چهار
چهارم بزرگ و پنجم کوچک
پنج وشش وهفت وچهار
پنج و هفت
پنج و دو
پنج و ده
پنج و شش
پنج و شش و هفت
شش و پنج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پنج و چهار. [ پ َ ج ُ چ َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از نه فلک یا پنج حواس و چهارطبع. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) پنج حس و چهار طبع .
کلمات مرتبط
پنج و شش و هفت و چهار
چهارم بزرگ و پنجم کوچک
پنج وشش وهفت وچهار
پنج و هفت
پنج و دو
پنج و ده
پنج و شش
پنج و شش و هفت
شش و پنج
نظرات