معانی کلمه : پنتی
لغت نامه دهخدا
پنتی. [ پ ِ ] ( ص ) ( در تداول عامه ) آنکه از شوخی و پلیدی احتراز نکند. سخت شوخ و با جامه و سر و روی آلوده که نظافت نداند، در اصطلاح «مشتیان » مقابل لوطی ، جَبان. بی حمیت. بی غیرت. چرک. دَنِس. قذر. لاابالی در پاکی و نظافت. فِژاکن. پَچل َ.
فرهنگ معین
(پِ ) (ص . ) (عا. ) ۱ - آن که از شوخی و پلیدی احتراز نکند، کسی که نظافت نداند. ۲ - بیکار، لش ، بی غیرت ، لاابالی ، (در اصطلاح م شتیان مقابل لوطی ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه از شوخی و پلیدی احتراز نکند کسی که نظافت نداند . ۲- بیعار بیکار لش بیث غیرت بی حمیت لاابالی ( در اصطلاح مشتیان مقابل لوطی. )
آنکه از شوخی و پلیدی احتراز نکند
آنکه از شوخی و پلیدی احتراز نکند
دانشنامه عمومی
بی عار ولش
گویش مازنی
۱شلخته ۲بی توجه به نظافت
/penti/ شلخته - بی توجه به نظافت
