معانی کلمه : پلنگ
لغت نامه دهخدا
پلنگ . [ پ َ ل َ ] (اِخ ) ابونصر. رجوع به ابونصر پلنگ شود.
فرهنگ عمید
حیوانی گوشت خوار و قوی جثه از تیرۀ گربه سانان، نظیر شیر و ببر و بسیارچابک و درنده. پوستش سفید و دارای خال های سیاه. در کوه های آسیا و افریقا زندگی می کند.
فرهنگ معین
(پَ لَ ) (اِ. ) جانوری از تیرة گربه سانان و گوشت خوار که روی پوست بدنش خال های سیاه بسیار وجود دارد و آن گونه های متعدد دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم )۱- از پیش آستانه تا نهایت ضخامت دیوار یعنی میان در . ۲- پشت پا ( در اصطلاح پشت پا زدن هنگام راه رفتن ).
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش مازنی
پلنگ مازندران
نام قلعه ای قدیمی که در نشتای عباس آباد تنکابن واقع است
از طوایف کتول که از دو تیره ی پلنگ و اسفندیاری تشکیل شده ...
۱پلنگ ۲نام سگ – این واژه در گذشته ها لقب اشخاص و طوایف بود ...
گویش اصفهانی
تکیه ای: peleng
طاری: peleng
طامه ای: pelang
طرقی: peleng
کشه ای: peleng
نطنزی: peleng
مترادف و متضاد
panther (اسم)
پلنگ، یوزپلنگ
tiger (اسم)
خودستا، پلنگ، ببر
