معانی کلمه : پلم
لغت نامه دهخدا
پلم . [ پ َ ل َ ] رجوع به شون شود.
فرهنگ عمید
۱. خاک: ◻︎ کجا تور و کجا ایرج کجا سلم / اجل پاشید بر رخسارشان پلم (زراتشتبهرام: مجمعالفرس: پلم).
۲. گَرد.
۳. کاجیره.
فرهنگ معین
(پَ ) (اِ. ) خاک ، گرد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- خاک تراب . ۲- کاجیره کاژیره .
دانشنامه عمومی
پلم می تواند به یکی از موارد زیر اشاره کند :
پلم (گیاه) گیاهی پایا از خانواده چتریان، سرده پلم ها
پلهام، تنسی شهری در ایالت تنسی کشور ایالات متحده آمریکا
پلم (گیاه) گیاهی پایا از خانواده چتریان، سرده پلم ها
پلهام، تنسی شهری در ایالت تنسی کشور ایالات متحده آمریکا
wiki: پلم
گویش مازنی
گیاه آقطی – این گیاه پیش از استفاده از کود شیمیایی در کشاورزی،تنها ...
/palem/ گیاه آقطی – این گیاه پیش از استفاده از کود شیمیایی در کشاورزی، تنها وسیله ی آماده سازی خزانه ی برنج بود و نقش کود و گرمازایی را در خاک خزانه داشته است
واژه نامه بختیاریکا
( پلم * ) پنجه؛ ضربه با کف دست
