پشک انداختن. [ پ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) قرعه زدن. قرعه کشیدن . مقارعة. قرعه افکندن. اقتراع. استهام. || فضله افکندن گوسفند و بز و آهو و اشتر و خر و جز آن.
فرهنگ معین
( ~. اَ تَ ) (مص ل . ) قرعه کشیدن ، قرعه کشی .
دانشنامه آزاد فارسی
پِشْک انداختن(یا: بِش انداختن؛ پِشْگ انداختن) در بازی ها و سرگرمی های گروهی، عنوانِ عامیانۀ نوعی قُرعه. برای تعیینِ شخصی که اول یارکشی کند و نیز گروهِ آغازگرِ بازی پشک می اندازند؛ و چنان است که یکی از سرگروه ها می خواند: «سر از من ـ آخر از تو ـ پشک»» سپس سرگروه ها یک دست خود را به پشت سر می برند و عددی را با انگشت نشان کرده، باز پیش می آورند. مجموعِ عددهایِ دو سرگروه، معیارِ پشک انداختن است، چنان ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- فضله افکندن گوسفند و بز و مانند آن . ۲- قرعه کشیدن با انگشت قرعه افکندن اقتراع .