پشم . [ پ َ ش َ ] (اِخ ) فشم . نام دهی مرکز رودبار از ییلاقهای طهران . (از جغرافیای سیاسی ایران تألیف کیهان ص 353).
پشم . [ پ َ ش َ ] (اِخ ) (دره ...) از دره های سه گانه ٔ رودبار مجاورطهران . قراء آب نیک و لالان و زایکان در آن دره واقع است . (از جغرافیای سیاسی ایران تألیف کیهان ص 353)....
فرهنگ عمید
موهایی که بر پوست بدن گوسفند، بز، شتر، و امثال آن می روید و از آن پارچه های پشمی بافته می شود.
فرهنگ معین
(پَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - موهای بدن گوسفند و شتر. ۲ - پرز بعضی میوه ها. ۳ - (عا. ) هیچ و پوچ . ، ~در کلاه نداشتن کنایه از: اعتبار نداشتن ، بی اعتباری . ، ~ و پیلی پشم و مانند آن .
دانشنامه آزاد فارسی
پَشمگونه ای تار پروتئینی. روی بدن برخی از حیوانات مانند گوسفند و شتر، لاما، بز آنقوره می روید و از مصالح عمده در قالی بافی است. مرغوب ترین پشم از گوسفند مرینوس به دست می آید که منشأ آن اسپانیا است. در ۱۷۹۷، گوسفند مرینوس را به استرالیا بردند و اکنون این کشور بزرگ ترین تولیدکنندۀ پشم مرینوس جهان به شمار می رود. مواد تشکیل دهنده و ساختمان آن در همۀ گوسفندان یکسان است و گوناگونی رنگ آن به سبب عوامل ا...
فرهنگ فارسی
موهائی که برپوست بدن گوسفندوشترمیروید۱- موهای باریک که در روی پوست حیواناتی مانند گوسفند و شتر میروید صوف . ۲- پر ز بعض میوه ها . ۳- هیچ : یعنی پشم. یا پشم اندر پشم . آنچه تار و پودش از پشم باشد . یا پشم در کلاه داشتن . عزت و اعتبار داشتن شکوه و هیبت داشتن . یا پشم در کلاه نداشتن . ۱- مفلسی و خواری . ۲- حالی و مرتبه ای و دانشی نداشتن . ۳- صاحب همت و غیرت نبودن قدر و اعتبار نداشتن . یا کلاهش پشم ند...
دانشنامه عمومی
پشم الیافی حیوانی است که از بدن گوسفند، بز، شتر، گاومیش و… به دست می آید. پشم الیاف نساجی بیشتر از گوسفند است. پارچه کشمیری ترمه، قیشر و موهر از پشم بز تهیه می شود.قطر الیاف کمتر از ۳۰ میکرون درجه یکقطر الیاف بین ۳۵–۳۰ میکرون درجه دوقطر الیاف تا ۴۰ میکرون درجه سهامروزه بیش از ۲۰۰ نژاد مختلف گوسفند در دنیا شناخته شده که اکثر آن ها از نظر تولیدات تجاری و اقتصادی دارای اهمیت چندانی نبوده و صنعت پرورش...
[ویکی فقه] پوشش روی پوست حیواناتی مانند گوسفند و شتر را پشم گویند. از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، تجارت، رهن و وقف سخن گفته شده است.موهای باریک و نرم حیواناتی مانند گوسفند و شتر را پشم گویند.معادل عربی پشممعادل عربی واژه پشم «صوف» است. کُرْک نیز که گونه ای پشم به شمار می رود «وَبَر» نامیده می شود. تاریخچه پشمپشم پس از پنبه، مهم ترین ماده سازنده پارچه است و احتمالاً نخستین الیافی بوده ک...