پشت گاشتن. [ پ ُ ت َن ْ ] ( مص مرکب ) برگشتن. بازگشتن. پشت برگردانیدن و دور شدن. پشت بگردانیدن. پشت کردن. پشت نمودن. تولیة. تَولّی : سبک پشت بر یکدگر گاشتندز دل کینه بر خاک بگذاشتند.فردوسی.که بر من چنین پشت برگاشتی برین دژ مرا خوار بگذاشتی.فردوسی.همه پشت بر تاجور گاشتندمیان سوارانش بگذاشتند.فردوسی. || بهزیمت رفتن. گریختن. فرار کردن : یکی پشت بر دیگری برنگاشت بنگذاشت آن پایگه را که داشت.فردوسی.چو گ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۲- زمینهای موجود را برای زراعت بین دهقانان بحکم قرعه توزیع کردن . یا پشت کردن بر چیزی . ترک آن گفتن . یا پشت کردن کتاب . جلد کردن آن تجلید .