پشت دست. [ پ ُ ت ِ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ظهر کف : نسوزد کسی را تب دیگران مگر پشت دستی که ساید بر آن.امیرخسرو.- پشت دست بر زمین نهادن یا پشت دست بر زمین گذاشتن ؛ کنایه از کمال فروتنی نمودن و زاری و فروتنی کردن. ( غیاث اللغات ).- پشت دست برکندن ؛ پشت دست به دندان گزیدن. پشیمانی نمودن : بلب از غصه پشت دست برکندگریبان چاک زد از سر بیفکند.نزاری.- پشت دست خائیدن ؛ افسوس خوردن. پشیمان شدن. ندامت...
فرهنگ فارسی
ناحیهای در سطح پسین دست بین مچ و انگشتان
( اسم ) ۱- کف دست : ( نسوزد کسیرا تب دیگران مگر پشت دستی که ساید بر آن . ) ( خسرو دهلوی ) یا پشت دست بر زمین نهادن ( گذاشتن ) . کمال فروتنی نمودن زاری و فروتنی کردن . یا پشت دری بر کندن . یا پشت دست خاییدن . پشیمان شدن افسوس خوردن ندامت تحسر تاسف . یا پشت دست داغ کردن . ( مصدر ) خود را ملزم بعدم تکرار کاری یا گفتاری کردن . یا پشت دست زدن. ( مصدر ) زد...
دانشنامه عمومی
پشت دست (کمیک). پشت دست (گرگ متینگلی) (به انگلیسی: Backhand) یک شخصیت تخیلی و ابرقهرمانانه در کتاب های کامیک می باشد. این کاراکتر به دست پیتر بی. گیلس و برنت اندرسون خلق شده و در نیروی ضربت: موریتوری شماره ۴ام (مارس ۱۹۸۷) معرفی شد.جدا از کتاب های کامیک، شرکت مارول از پشت دست در دیگر کالاهای خود از جمله پوشاک، اسباب بازی، ورق بازی، انیمیشن های تلویزیونی و بازی های رایانه ای استفاده کرده است.wiki:...
فرهنگستان زبان و ادب
{dorsum of hand, dorsum manus} [علوم تشریحی] ناحیه ای در سطح پسین دست بین مچ و انگشتان