کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پشت-بندی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پشت بندی کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈoʃt bˈandi kˈardan/
تلفظ :
[p'oSt b'andi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پشت بندی
پشت بند
پشت بند معلق
پشت بند دیوار
پشت بند زدن
تسمۀ پشت بند
پشت بند درگاه سکان
پشت بند کفشک ترمز
پشه بندی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشت بندی کردن. [ پ ُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت بند نهادن ( اصطلاح بنائی ). || غذائی مختصرخوردن به انتظار آنکه موقع طعام رسد و سیر خورند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پشت بند نهادن . ۲- غذایی مختصر خوردن بانتظار آنکه موقع طعام رسد و سیر خورند .
کلمات مرتبط
پشت بندی
پشت بند
پشت بند معلق
پشت بند دیوار
پشت بند زدن
تسمۀ پشت بند
پشت بند درگاه سکان
پشت بند کفشک ترمز
پشه بندی
نظرات