کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پسروی
تلفظ بین المللی :
/pasrˈoːje/
تلفظ :
[pasR'o:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پسروی کردن
پسروی دریا
ایرانپور پرویز
فرانامۀ پسرو
بادپا پرویز
بامداد پروین
قلعه پرویز
کرجی رانی تک پارویی
کشتی پارویی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پسروی .
[ پ َ رَ ] (حامص مرکب )پیروی . اِتباع . اتبّاع . تبعیت . متابعت
:
نیکخو گشتی چو کوته کردی از هر کس طمع
پیشرو گشتی چو کردی عاقلان را پس روی .
ناصرخسرو.
مترادف و متضاد
پسنشینی، عقبنشینی، قهقرا ≠ پیشروی
کلمات مرتبط
پسروی کردن
پسروی دریا
ایرانپور پرویز
فرانامۀ پسرو
بادپا پرویز
بامداد پروین
قلعه پرویز
کرجی رانی تک پارویی
کشتی پارویی
نظرات