پست . [ پ َ ] (اِخ ) نام وادئی به اربل .
۱. آرد.
۲. آرد بوداده؛ آرد گندم یا جو یا نخود بریانکرده: ◻︎ منم روی از جهان در گوشه کرده / کفی پست جوین ره توشه کرده (نظامی۲: ۱۰۷).
۳. پوست گندم و جو؛ سبوس؛ سپوسه.
(پُ) (اِ.) مخفف پوست ، جلد.
(پِ یاپَ) (اِ.) 1 - هر نوع آرد. 2 - آرد بریان شدة گندم یا جو. 3 - سپوس ، پوست گندم یا جو.
(پَ) (ص .) 1 - پایین ، نشیب . 2 - کوتاه ، کم ارتفاع . 3 - فرومایه ، بی سر و پا. 4 - خراب ، بد. 5 - نابود، معدوم . 6 - ذلیل ، زبون . 7 - دون ، خوار. 8 - تنگ چشم ، اندک بین . 9 - ناگوار، تلخ . 10 - هراسان ، مشوش . 11 - بیزار، نفور. 12 - سست ، ضعیف .
آرد بریان شده
محقر
نازل
پاسگاه
جلب، رذیل
پایین، کوچک
مبتذل، وضیع
قراول، کشیک
خدمت، شغل، مقام
برید، پیک، چاپار
جایگاه، منزل، موضع
بخیل، کنس، لئیم، لچر
قصیر، کمارتفاع، کوتاه
بیسروپا، پستفطرت، دونهمت، رذل، ناکس ≠ شریف
بیقدر، بیمقدار، حقیر، خوار، دنی، دون، ذلیل، زبون، سفله، فرومایه، متذلل